در

رفتارهای پرتکرار روزمره چه زمانی می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات سلامت روان باشند؟

یک روانشناس بالینی گفت: رفتارهای پرتکرار مانند تکان دادن مداوم پا، جوییدن ناخن و کندن مو و... در زندگی روزمره، لزوماً نشانه اختلال روانی نیستند، اما تداوم و شدت آن‌ها و تأثیری که بر زندگی شخصی و شغلی فرد می‌گذارند، اهمیت دارد؛ زیرا این رفتارها می‌توانند جلوه‌ای از اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان باشند.

رفتارهای پرتکرار روزمره چه زمانی می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات سلامت روان باشند؟
0 دقیقه

سارا حمیدی با اشاره به علت بروز رفتارهای پرتکرار روزمره مانند جویدن ناخن، کندن پوست لب، تکان دادن مداوم پای و سایر این دست رفتارها در افراد جامعه، اظهار کرد: مشاهده رفتارهای پرتکرار روزانه را نمی‌توان به‌ طور قطعی نشانه وجود اختلال روانی در فرد دانست؛ زیرا تشخیص اختلال صرفاً بر اساس یک نشانه امکان‌پذیر نیست، به‌ ویژه اگر این نشانه در فرد به مدت کوتاه و در بازه زمانی محدودی بروز پیدا کند. شدت بروز نشانه‌ها نیز در تشخیص اختلال اهمیت دارد. برای مثال، اختلال کندن مو که در دسته اختلالات روانی قرار می‌گیرد، باید در بازه زمانی مشخصی بروز پیدا کرده و شدت قابل‌توجهی داشته باشد، قابل ملاحظه باشد و به اندازه‌ای برسد که عملکرد فرد در زندگی روزمره را مختل کند. وجود نشانه‌ها به‌ خودی‌خود اختلال محسوب نمی‌شوند؛ اما ممکن است نشانه‌ای از اضطراب، افسردگی یا برخی دیگر از مشکلات سلامت روان باشند.

وی با بیان اینکه عادات رفتاری روزمره انسان‌ها می‌توانند بیانگر سایر هیجان‌ها و مشکلات باشند که بررسی آن‌ها نیز اهمیت دارد، ادامه داد: برای نمونه اضطراب می‌تواند خود را در رفتار و سبک زندگی افراد نشان دهد؛ بنابراین، رفتارهای پرتکرار روزمره نیز ممکن است جلوه‌ای از اضطراب، افسردگی یا سایر مسائل مرتبط با سلامت روان باشند و ارزش بررسی داشته باشند. اگر نشانه‌های رفتاری برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند و شدت زیادی داشته باشند، لازم است مورد بررسی قرار گیرند. همچنین در برخی اختلالات اضطرابی، تداوم نشانه‌ها برای دست‌کم شش ماه یکی از معیارهای تشخیص است؛ به‌ ویژه زمانی که این نشانه‌ها موجب اختلال در عملکرد فرد و ایجاد نگرانی و آشفتگی درونی شوند.

این روانشناس بالینی با اشاره به عوامل مؤثر در تشدید رفتارهای پرتکرار روزمره بیان کرد: سبک زندگی پراسترس، چالش‌های روزمره، مشکلات ارتباطی، فشارهای مختلف زندگی، تجربه‌های استرس‌زا و آزاردهنده مانند سوگ و فقدان، مشکلات عاطفی و تجربه‌های دوران کودکی می‌توانند در شکل‌گیری رفتارهای پرتکرار نقش داشته باشند. میزان تاب‌آوری، ویژگی‌های شخصیتی، نوع نگاه افراد به زندگی، شناخت‌ها و باورهای آن‌ها نیز در کنار عوامل فردی، محیطی و خانوادگی و همچنین تجربیات کودکی افراد می‌توانند بر شکل‌گیری نشانه‌های مانند جویدن ناخن و تکان دادن مداوم پا تأثیر بگذارند.

حمیدی درباره نقش عوامل جسمانی از جمله کمبود برخی ویتامین‌ها در بروز این رفتارها گفت: عوامل جسمانی نیز می‌توانند مؤثر باشند. برای مثال، پژوهش‌های متعددی بر نقش ویتامین D در افسردگی تأکید کرده‌اند. همچنین، فقر آهن در زنان می‌تواند با بروز برخی نشانه‌های مرتبط با تغییرات هورمونی دوران قاعدگی یا حتی نشانه‌های افسردگی همراه باشد. جسم و روان تعامل مستقیمی با یکدیگر دارند و نمی‌توان میان جسم و روان به شیوه کامل و قطعی تفاوت قائل شد؛ زیرا سلامت جسم و روان به‌ طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند.

تأثیر رفتارهای پرتکرار بر عملکرد روزمره، معیاری برای بررسی بیشتر

وی با اشاره به معیارهای تشخیص عادت‌های معمول روزمره از رفتارهای آسیب‌زا و اختلالات رفتاری خاطرنشان کرد: برای بررسی این موضوع، یک عامل به‌ تنهایی تعیین‌کننده نیست، بلکه باید چندین عامل در کنار یکدیگر در نظر گرفته شوند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، میزان تأثیر رفتار بر زندگی فرد و ایجاد اختلال در عملکرد فرد در زمینه‌های مختلف از جمله زندگی شخصی و شغلی است. ممکن است فردی هنگام تجربه اضطراب، پای خود را تکان دهد؛ اما اگر این رفتار مشکل جدی برای او ایجاد نکند و شدت اضطراب نیز زیاد نباشد، لزوماً نمی‌توان آن را نشانه یک اختلال جدی دانست. با این حال اگر این وضعیت موجب اختلال در عملکرد فرد شود و برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و با نگرانی، اضطراب یا آشفتگی درونی همراه باشد، لازم است بررسی و در صورت نیاز، مداخله درمانی انجام شود. 

این روانشناس افزود: اختلالات روانی معیارهای تشخیصی مشخصی دارند و در بسیاری از موارد، وجود چند نشانه به‌ تنهایی برای تشخیص کافی نیست؛ اما این نشانه‌ها همچنان می‌توانند ارزش بررسی داشته باشند، زیرا ممکن است ریشه در مشکلات اضطرابی جدی‌تری داشته باشند که نیازمند بررسی هستند. نشانه‌های رفتاری را می‌توان به کف روی آب تشبیه کرد؛ به این معنا که برای درک بهتر مسئله، باید فراتر از نشانه‌های ظاهری رفت و لایه‌های زیرین و عوامل زمینه‌ساز آن‌ها را بررسی کرد.

حمیدی درباره روش‌های مدیریت رفتارهای پرتکرار روزمره تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین اقدامات، شناسایی و بررسی ریشه اضطراب و باورها و تجربه‌هایی است که به شکل‌گیری آن رفتار منجر شده‌ است. همچنین، نباید تمام تلاش فرد صرف کاهش تصنعی نشانه‌ها شود؛ زیرا ممکن است اضطراب به شکل دیگری خود را نشان دهد. ممکن است به فرد توصیه شود برای جلوگیری از ناخن جویدن، روی انگشتان خود چسب بزند یا از روش‌های مشابه استفاده کند؛ اما صرفاً جلوگیری از بروز یک رفتار لزوماً به معنای برطرف شدن علت اصلی آن نیست و ممکن است نشانه‌ها به شکل دیگری بروز پیدا کنند.

وی ادامه داد: مهم‌ترین اقدام، بررسی ریشه رفتارهای تکرارشونده در هر فرد است. اگر نشانه‌ها جدی‌تر باشند، مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند کمک‌کننده باشد تا در صورت نیاز، از روان‌درمانی یا دارودرمانی استفاده شود. در کنار این اقدامات می‌توان با اصلاح سبک زندگی، کاهش تنش‌های محیطی و تقویت روابط اجتماعی سالم و روابط عاطفی مناسب به کاهش اضطراب و در نتیجه کمتر شدن این نشانه‌ها کمک کرد.

سلامت روان باید بخشی از سبک زندگی باشد

این روانشناس با تأکید بر ضرورت توجه جدی به سلامت روان در زندگی روزمره گفت: همه افراد باید در کنار محدودیت‌ها و مسئولیت‌هایی که بر دوش دارند، سلامت روان را به‌ عنوان یک اولویت در نظر بگیرند. توجه به سلامت روان نباید صرفاً مناسبتی باشد، بلکه لازم است به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود و سلامت جسم و روان در مرکز توجه قرار گیرد تا کیفیت زندگی افراد افزایش پیدا کند. هر اندازه افراد دستاوردها و موفقیت‌های بیشتری داشته باشند، اگر از سلامت روان مناسبی برخوردار نباشند، نمی‌توانند لذت کافی را از زندگی ببرند. همچنین، سلامت روان وضعیتی ثابت و یکسان در تمام طول زندگی نیست و ممکن است در مقاطع مختلف زندگی افراد کم‌وزیاد شود؛ بنابراین، نمی‌توان سلامت روان را موضوعی دانست که یک فرد به‌طور کامل از آن برخوردار است و فرد دیگری به‌طور کامل از آن محروم است. آنچه اهمیت دارد، برخورداری از سطحی پایدار و قابل‌قبول از سلامت روان در طول زندگی است.

منبع: ايسنا
اخبار مرتبط
ارسال نظر