فقط ۲۲ سال دارد و حالا متهم است که پسر همسایه شان را با اسلحه وینچستری که دایی اش پیش از مرگ برای او به ارث گذاشته و در طویله مخفی کرده بود، به قتل رسانده است. «محمدرضا. ز» همراه برادر بزرگ ترش، «امید» که آغازکننده این نزاع بوده است، دیروز با دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس جنایی، به محل وقوع جرم روی بام خانه شان در روستای فرخد منتقل شدند تا با بازسازی صحنه، ابهامات موجود در پرونده برطرف شود.
متهمان دو برادر هستند. برادر کوچکتر به اتهام قتل و برادر بزرگتر به اتهام ضربه به سر برادر مقتول و شرکت در نزاع جمعی بازداشت شده بودند. ماجرای این درگیری به شامگاه نهم مهرماه بازمی گردد؛ جایی که پسران دو همسایه در روستای فرخد با یکدیگر درگیر شدند و فقط شلیک گلوله توانست ناقوس پایان این درگیری مسلحانه را با مرگ به صدا دربیاورد.
از برادرم کمک خواستم
امید، برادر بیست و هشت ساله که به شروع نزاع و شرکت در آن متهم است، در برابر مقام قضایی ماجرای آن شب را توضیح داد. بر اساس اظهارات متهم، آنها آن شب در خانه شان مراسم قرآن خوانی داشتهاند که متعلق به همسایه شان بوده و فقط در خانه آنها برگزار شده است. پس از پایان مراسم، زمانی که مهمانها رفته بودند، امید با یکی از دوستانش در کوچه نشسته بودهاند و صحبت میکردهاند. ناگهان «متین. م» همراه دو نفر از دوستانش درحالی که حالت طبیعی نداشتهاند و بعد مشخص شد که مست بودهاند، از راه میرسند و سه نفری کنار امید و دوستش مینشینند.
هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته است که میان متین و امید گفت و گوی تندی رخ میدهد و آنها با یکدیگر کل کل میکنند و بعد درگیر میشوند. امید با کشیدن چاقو، با ته آن دو ضربه به سر متین میکوبد و در این میان با دخالت اطرافیان دعوا تمام میشود. اطرافیان نزاع متین را به خانه خودشان میبرند و امید به خانه یکی از دوستانش هدایت میشود.
نتوانستم جلو برادرم را بگیرم
امید که حدس میزده است این دعوا به همین جا ختم نمیشود، به برادر کوچک ترش، محمدرضا، زنگ میزند و به او میگوید که متین دوباره سروصدا راه انداخته است، خودت را برسان.
این متهم در ادامه بیان کرد: وقتی به خانه مان رسیدم، دیدم محمدرضا زودتر از من رسیده است و متین و برادرانش درحال پرت کردن پاره آجر، سنگ و نبشی آهن به حیاط ما هستند. مادرم در حیاط بود و داد میکشید که ناگهان روی زمین افتاد. با افتادن مادرم، دیدم که محمدرضا به طویله رفت و با اسلحه بیرون آمد. او اول از داخل حیاط یک گلوله شلیک کرد که همان جا مادرم بیهوش شد. رفتم جلو او را بگیرم که روی بام نرود، اما نتوانستم و بعد هم به سراغ مادرم رفتم و دیگر روی بام نرفتم و نفهمیدم دقیقا چه شد.
ما اختلاف قبلی داشتیم
نوبت به متهم اصلی رسید؛ فردی که در پی این نزاع با وجود اینکه نقش اولیهای در این نزاع نداشته، بیشترین نقش بعدی را در آن داشته و حالا به اتهام قتل بازداشت شده است.
محمدرضا با دستور بازپرس جنایی درباره اختلافی که جوانهای این دو همسایه را رودرروی هم قرار داده بود، توضیح داد: اختلاف ما جدید نیست و از سالها قبل با هم به اختلاف خورده بودیم. اختلاف سابق مربوط به دو سال قبل است که یک شب دونفری در باغ مشروب خوردیم و بعد دعوا کردیم و همان جا آشتی کردیم. چند ماه بعد سر جاده دوباره با متین بحث کردیم که بابایش با مینی بوس به پای من زد. آنجا هم دوباره آشتی مان دادند. یک بار دیگر در روستا با مادرم سوار ماشین بودیم و میرفتیم که به ماشین ما تیر زد و دعوا شد که آنجا هم آشتی کردیم. اما مشکل دیگری با هم نداشتیم.
امید مرا خبر کرد
به گفته متهم، آنها آن شب در باغ یکی از دوستانشان در حال خوردن مشروب بودهاند که امید زنگ میزند و خبر دعوا را میدهد. محمدرضا برای اینکه زودتر برسد، به جای استفاده از ماشین خودش، با موتورسیکلت دوستش میآید. البته به گفته خودش، میدانسته متین آن شب حسابی مست کرده است، چون تصاویرش را ساعتی قبل در اینستاگرام دیده بود.
وقتی متهم به محل میرسد، متوجه میشود «امیرمهدی» و «امیرمحمد» روی بام ساختمان نیمه کاره شان بودهاند و متین در حیاط بوده است. آنها از بالا درحال پرت کردن سنگ و آجر بودهاند که متهم داد میکشد: «اگر راست میگویید، بیایید پایین.»
اولین بار دست به اسلحه شدم
متهم مدعی است ناگهان متوجه شده مادرش وسط حیاط روی زمین افتاده و او با دیدن این صحنه عصبانی شده و پس از رفتن به طویله، اسلحه وینچستر را برداشته و پنج گلوله درون آن گذاشته و درون حیاط یک گلوله شلیک کرده است. او سپس با استفاده از نردبان بالای بام رفته است و بدون اینکه بداند چه کسانی روی بام خانه همسایه هستند، دو گلوله در تاریکی شلیک کرده و سپس پایین آمده است.
محمدرضا اعتراف کرد: وقتی پایین آمدم، شنیدم که یک نفر گلوله خورده است. نمیدانستم چه کسی زخمی شده بود، ولی فرار کردم و دو گلوله مانده در اسلحه را دور انداختم و فردای آن روز برگشتم و اسلحه را در خانه پنهان کردم. من قبل از آن اصلا از اسلحه استفاده نکرده بودم، ولی نحوه کار با آن را بلد بودم.
اصابت ۴۰ ساچمه
در ادامه سروان فرزانه، کارشناس سلاح، درباره نحوه شلیک و برخورد با مقتول توضیح داد: در بررسی پیکر مقتول در پزشکی قانونی مشخص شد که حدود چهل ساچمه به نقاط مختلف بدن مقتول برخورد کرده که چهار ساچمه به سر خورده و همانها سبب مرگ بوده است. او سپس با بررسی وضعیت شلیکها و جانمایی متهم و مقتول اعلام کرد که اظهارات متهم با واقعیت همخوانی دارد و واقعیت را گفته است.
قصد قتل نداشتم
متهم به قتل در پایان با بیان اینکه سابقه کیفری ندارد و فقط به علت دعوا در روستای آل یک روز به زندان رفته است، مدعی شد که با کل خانواده مقتول رفیق و آشنا هستند و هیچ مشکلی با هم نداشتهاند، اما، چون آن شب مست بوده، با دیدن صحنه زمین خوردن مادرش از کوره دررفته و اسلحه را برداشته، اما قصد قتل نداشته است.
با تکمیل اظهارات متهم و بازسازی دقیق صحنه درگیری روی بام، متهمان به زندان منتقل شدند تا پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی، پرونده برای رسیدگی به دادگاه منتقل شود.