پیرزن هفتاد و سه ساله مشهدی که برای کمک در استحمام به خانه همسایه خود در خیابان خواجه ربیع مشهد رفته بود، پس از پذیرایی شربتی آلوده به مواد بیهوشی، زمین خورد و سرش به دیوار اصابت کرد تا همسایه شیطانی طلاهایش را به یغما ببرد.
حل معمای سرقت در خانه پیرزن همسایه
پلیس مشهد با کشف سرنخ یک سرقت در میان لباسهای چرک خانه همسایه، گره یک معما را باز کرد.
ماجرا از یک تماس تلفنی شروع شد. دختر جوان پس از مشاهده شماره و نام همسایه مادرش روی تلفن همراه خود، حس کرد احتمالا اتفاق بدی برای مادرش افتاده که همسایه اش این وقت روز با او تماس گرفته است. تماس را که پاسخ داد، زن همسایه با صدای لرزان گفت: «سریع خودت را برسان. مادرت به خانه من آمده بود که از حال رفت و بیهوش شد. بعد هم سرش به دیوار خورد و به شدت آسیب دید. باید مادرتان را سریع به بیمارستان برسانیم.» دقایقی پس از این تماس، فرزندان پیرزن خودشان را به خانه مادرشان در منطقه خواجه ربیع رساندند و مادر را به بیمارستان رساندند.
بدگمان شدن به همسایه
با توجه به شرایط و علائم حیاتی پیرزن هفتادوسه ساله، با تشخیص کادر درمان، او بلافاصله به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد. در این شرایط بود که یکی از فرزندانش ناخودآگاه به یاد آورد هیچ کدام از النگوها و انگشتر قدیمی مادر در دستانش نیست و ماجرا را برای دیگر افراد خانواده تعریف کرد و همگی برای شکایت از همسایه مادرشان به کلانتری خواجه ربیع رفتند.
در گام نخست رسیدگی به این پرونده، اعضای تیم تحقیق در نشستی با فرزندان زن سالمند، درباره دلایل اتهام زدن آنها به همسایه مادرشان، سؤالاتی پرسیدند. یکی از فرزندان در پاسخ به سؤالات مأموران مدعی شد: مادر ما حالش خوب بود و هیچ مشکلی نداشت. با وجود این، وقتی او را دیدیم، در خانه همسایه روی زمین افتاده بود. زن همسایه دستپاچه بود و به ما گفت که مادرتان را به حمام برده بودم، اما او پس از استحمام بیهوش شد.
یکی دیگر از فرزندان در ادامه ادعا کرد: مادرم سه النگو و یک انگشتر داشت که اصلا نمیتوانست آنها را از دستش دربیاورد، اما وقتی او را پیدا کردیم، دستانش خالی بود.
احتمال مسمومیت قوت گرفت
پس از ثبت ادعاهای فرزندان زن سالمند، منابع بیمارستان هم به تیم تحقیق اطلاع دادند این زن احتمالا با خوراندن داروی خواب آور مسموم و بیهوش شده است؛ موضوعی که سبب شد تیم تحقیق با هماهنگی و اخذ مجوز قضایی به سراغ زن همسایه برود. متهم که گویا منتظر حضور مأموران بود، در مواجهه اول با آنها منکر انجام هرگونه جرمی شد.
کشف طلا در میان لباسهای کثیف
هرچند زن جوان منکر انجام هرگونه جرمی بود، در جریان تحقیقات میدانی، مأموران به مستنداتی دست پیدا کردند که نشان میداد زن سالمند تا ساعتی پیش از حضور در خانه همسایه، انگشتر و النگو در دست داشته است؛ موضوعی که سبب شد تیم تحقیق با هماهنگی مقام قضایی و با رعایت موازین شرعی و قانونی به بازرسی از خانه همسایه زن سالمند بپردازد.
وقتی مأموران برای بار دوم اقدام به بازرسی کامل خانه همسایه کردند. در حالی که مأموران وجب به وجب خانه زن را بازرسی کرده بودند، متوجه نگاه وحشت زده متهم به یکی از افسران شدند که مشغول بازرسی از اتاقکی کوچک بود. مأموران با مشاهده رفتار متهم، این اتاقک را که لباسهای کثیف و کهنه متهم نیز در آن نگهداری میشد، به طور ویژه بازرسی کردند. تلاش مأموران ادامه داشت تا اینکه سرانجام از میان لباسهای کثیف داخل یک سبد، النگوهای بریده شده و انگشتر زن سالمند کشف شد.
شیطان گولم زد
متهم که تا لحظه کشف طلاها منکر انجام هرگونه جرمی بود، یک باره گفت: اشتباه کردم؛ شیطان گولم زد.
پس از انتقال متهم به مقر پلیس، او حرفهای متناقضی زد و گفت: چند سال است که با پیرزن همسایه رفت وآمد داشتیم. شیطان گولم زد و دست به چنین کاری زدم.
هرچند متهم از انجام چنین کاری ابراز پشیمانی میکرد، دقایقی بعد مدعی شد این کار را به خاطر اختلاف مالی و انتقام انجام داده است. او مدعی شد یکی از بستگانش از خانواده زن سالمند طلبی داشته و به همین خاطر مرتکب چنین کاری شده است؛ متهم همچنین اضافه کرد: دامادم با یکی از اعضای خانواده پیرزن اختلاف مالی داشت و به همین واسطه تصمیم گرفتم چنین کاری بکنم. پس از اینکه حاج خانم به حمام خانه ما آمد، به او شربتی آلوده به مواد بیهوشی دادم. دقایقی پس از نوشیدن شربت بیهوش شد و سرش به دیوار خورد. بعد از آن بود که النگوهایش را با قیچی بریدم و بعد انگشتر را از دستش درآوردم.
پس از اتمام تحقیقات، متهم با دستور مقام قضایی به زندان منتقل شد و زن سالمند همچنان به علت وخامت حال در بیمارستان هاشمی نژاد بستری است.