پیکر حسین خواجهامیری ملقب به ایرج، صبح امروز جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ از مقابل تالار وحدت و با حضور خیل عظیم علاقهمندان به این خواننده سرشناس، تشییع شد.
حسین خواجهامیری، معروف به ایرج، ظهر روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه، پس از مدتی بیماری و بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان، در ۹۴ سالگی درگذشت.
او متولد ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز از توابع استان اصفهان بود و در خانوادهای هنرمند رشد کرد. پدربزرگش، ملا میرزا، از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش نعمتالله نیز صدایی خوش و رسا داشت و ردیف میدانست. ایرج در سالهای کودکی در مراسم تعزیه شرکت میکرد و نزد تعزیهخوانانی که ردیف و دستگاه میدانستند، آواز آموخت.
پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و با معرفی حمید وفادار، برادر مجید وفادار، نزد ابوالحسن صبا رفت. در سال ۱۳۲۶ وارد مکتب صبا شد و دو سال نزد او آموخت. سپس به ابراهیم منصوری، مسئول وقت سرپرستی رادیو ایران، معرفی شد و همکاریاش با ارکستر او آغاز شد.
در سال ۱۳۲۹ در دانشکده افسری ارتش پذیرفته شد و در برنامههای ارتش نیز به اجرای آواز پرداخت. در همین دوره با اکبر گلپایگانی آشنا شد و دوستی میان آنها شکل گرفت.
به دلیل محدودیتهای ارتش، نمیتوانست با نام اصلی خود در برنامههای موسیقی حضور داشته باشد و نام «ایرج» ـ نام برادرش ـ را به عنوان نام هنری برگزید. از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۶ با ارکسترهای مختلف همکاری کرد و سرانجام در سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا وارد برنامه «گلها» شد. نخستین همکاری او با این برنامه، «برگ سبز ۴۳» در مایه شور ـ ابوعطا بود.
صدای ایرج فقط در رادیو نماند. او برای فیلمهای فارسی نیز آواز و ترانه خواند و بازیگرانی، چون محمدعلی فردین، منوچهر وثوق و رضا بیکایمانوردی ترانههای او را لبخوانی کردند. نخستین فیلمی که ایرج در آن ترانه خواند، «روزنه امید» به کارگردانی سردار ساگر و با ترانههای جواد لشکری بود.
در طول دههها فعالیت، صدای پرقدرت، وسعت صوتی کمنظیر و تسلط بر ردیف موسیقی ایرانی، جایگاهی ماندگار برای او ساخت. بیش از دو هزار آواز، تصنیف و ترانه از او به یادگار مانده و بخش مهمی از فعالیت هنریاش در برنامه «گلها» رقم خورده است.
ایرج با بسیاری از برجستهترین آهنگسازان، نوازندگان و موسیقیدانان ایران از جمله علی تجویدی، همایون خرم، پرویز یاحقی، حبیبالله بدیعی، حسن کسایی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، احمد عبادی، جواد معروفی، اسدالله ملک و فضلالله توکل همکاری داشت.
حالا، در پایان راه، پیکر او از مقابل تالار وحدت به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) میرفت؛ اما صدایی که سالها در رادیو، «گلها»، سینما و حافظه چند نسل طنین انداخته بود، قرار نبود با خاکسپاری خاموش شود.
شاید تمام آنچه در آن روز گفته شد، در یک جمله خلاصه میشد: ایرج رفته بود، اما «ایرج» ـ آن صدا، آن سبک و آن خاطره ـ همچنان میان مردم ایران باقی میماند.
او همانطور که میخواست، پیش مردم بود؛ در آخرین بدرقه، در میان دوستدارانش، و در آوازهایی که هنوز میتوان شنید؛ و شاید برای همین بود که آن روز، در میان سوگ و سکوت، صداهایی هم بلند شدند؛ صدای افتخاری، صدای احسان، صدای نی محمد موسوی و آوازهایی که به یاد مردی خوانده شدند که سالها خودش برای مردم ایران خوانده بود.
پهلوان آواز ایران بدرقه شد؛ اما آوازش، هنوز تمام نشده است.