جوان ۲۰ سالهای به نام «ابوالفضل-ق» که به خاطر مسائل بسیار کم اهمیت و هیچ با یکی از دوستان خودش به نام «حجت» در روستای امرغان مشهد اختلاف داشت وقتی دهم بهمن سال گذشته به پاتوق آرایشگاهی خودشان وارد شدند ناگهان «حجت» را دید که به همراه یکی از دوستان هم روستایی درون آرایشگاه حضورداشت، خیلی زود نیش و کنایههای لفظی به درگیری فیزیکی انجامید که با دخالت دیگر افراد حاضر در پاتوق آرایشگاهی، از یکدیگر جدا شدند و کل کل جوانی به پایان رسید.
از سوی دیگر «حجت» و «حسین-ق» به همراه چند نفر دیگر به حاشیه روستای امرغان رفتند و با برگزاری محفل دورهمی، گرد شعلههای آتش جمع شدند که درفصل سرد سال برافروخته بودند، اما طولی نکشید که ابوالفضل نیز به همراه دوتن از دوستانش درحالی که قمه و چاقو در دست داشتند به محفل دورهمی وارد شدند که این بارمتلک پرانیها به درگیری خونبار قمه کشها انجامید به طوری که ابتدا «حسین-ق» با ضربه قمه، گردن «ابوالفضل-ق» را خراشید و بدین ترتیب با ورود «حجت» و دیگر افراد به نزاع خونین، چوب و چاقو خودنمایی کرد. حالا دیگر درگیری وحشتناکی شروع شده بود که ناگهان «حجت» با وارد آمدن ضربه قمه نقش بر زمین شد و برخی دیگر از قمه کشها هم مجروح شدند.

با فرار برخی از عاملان نزاع خونین در پاتوق آرایشگاهی، مجروحان این حادثه هولناک به بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد منتقل شدند، اما تلاشها برای نجات جان «حجت» به نتیجه نرسید و او براثر عوارض ناشی از خونریزی جان سپرد.
با اعلام مرگ این جوان ۲۰ ساله به قاضی ویژه قتل عمد مشهد، بلافاصله قاضی دکتر صادق صفری در سپیده دم یازدهم بهمن عازم مرکز درمانی شد و بدین ترتیب تحقیقات قضایی برای ریشه یابی این جنایت تکان دهنده ادامه یافت.
«حسین-ق» که هنوز دربیمارستان بستری بود به قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گفت: درون آرایشگاه بودیم که پاتوق همیشگی ماست. دراین هنگام ابوالفضل (پسرعموی پدرم) یکی دوضربه چاقو به طرف «حجت» پرت کرد که یک بار تیغه آن به کاپشن «حجت» گرفت وآن را پاره کرد. همین موضوع به کل کل و فحاشی رسید که آنها را جدا کردیم ولی دوباره نیش و کنایههای زشت به دعوا کشید که باز هم با دخالت من یقه گرفتنها به پایان رسید.
این بار به بیرون از آرایشگاه رفته بودیم که به یک باره صدای ترمز خودرو در فضا پیچید و چند نفر آمدند. ماهم از پشت دیوار آرایشگاه هرکدام یک قمه برداشتیم که دعوا شروع شد. من با قمه به گردن «غلامرضا» (یکی از متهمان) زدم که چوب به دست داشت. ولی یک نفر هم با قمه به گردن «ابوالفضل» زد. در این شرایط وقتی سرم را چرخاندم یک ضربه چماق هم به خودم خورد که گیج شدم ولی درهمان وضعیت یک ضربه چاقو هم به سرم زدند که فرار کردم و از بیابان به منزل یکی از اهالی روستا رفتم و در آن جا پناه گرفتم. ما اختلاف خاصی باهم نداشتیم این نزاع فقط به خاطر کل کل داخل آرایشگاه شروع شد.
درپی اعترافات این متهم ۲۰ ساله، بلافاصله بررسیهای تخصصی پلیس برای دستگیری متهمان فراری با صدور دستورهای ویژهای از سوی قاضی دکتر صادق صفری آغاز شد، اما قبل از آن که کارآگاهان پلیس آگاهی به سراغ متهم اصلی پرونده (ابوالفضل-ق) بروند او با همکاری دهیار روستا، خود را تسلیم قانون کرد و مقابل میز عدالت قرار گرفت.
این متهم جوان که بسیار از وقوع این حادثه تلخ ابراز ندامت میکرد درباره ماجرای نزاع مرگبار به قاضی ویژه قتل عمد گفت: من و حجت باهم دوست بودیم ولی به خاطر یک موضوع بیهوده باهم قهر کردیم که همین ماجرا به نیش و کنایههای جوانی کشید. مدتی بعد به همراه دوستانم از روی دیوار بلوکهای به آن سو رفتیم که «حجت» و چند نفر دیگر دور آتش بودند. یکی از آنها مرا به نوشیدن مشروبات الکلی دعوت کرد که من نپذیرفتم و بعد هم از آن جا رفتیم. مدتی بعد من به همراه دو تن از دوستانم به آرایشگاه بازگشتیم و درآن جا نشسته بودیم که دوباره حجت و دوستانش آمدند ولی این بار «حجت» با به کار بردن لفظ زشتی از کلمات محلی، از صاحب آرایشگاه خواست تا ما را بیرون کند! من هم که به غرورم برخورده بود بلند شدم وآن جا بود که همه قمه هایشان را بیرون کشیدند ولی با دخالت دیگر افراد، درگیری صورت نگرفت. دراین هنگام من بیرون از آرایشگاه رفتم و با دو پسرخالهام تماس گرفتم و دوباره به پشت دیوار بلوکهای رفتیم که حجت و دوستانش آن جا دور آتش بودند. خیلی زود درگیری با چوب و چماق و قمه و چاقو شروع شد و حسین و حجت به سوی ما حمله کردند. من هم با «حجت» درگیر شدم که قمه بزرگی داشت. او ابتدا ضربهای به انگشتم زد تا چاقو از دستم بیفتد و ضربهای هم به گردنم زد.
اما متهم مذکور در ادامه تحقیقات قضایی، به مصرف مشروبات الکلی اقرار کرد و مدعی شد من هم برای دفاع از خودم چند ضربه به سر و شانه و کمر «حجت» زدم و سپس سوار بر موتورسیکلت شدم و به خانه خالهام رفتم ...
ادعاهای جدید متهم به قتل درحالی بیان میشد که تحقیقات قضایی دراین پرونده جنایی، به پایان رسید و کیفرخواست آن از سوی نماینده دادستان عمومی و انقلاب مشهد صادر شد. با ارسال پرونده «نزاع مرگبار در پاتوق آرایشگاهی» به دادگاه کیفری یک خراسان رضوی، متهمان این پرونده به زودی پای میز محاکمه خواهند ایستاد تا تاوان سختی را برای جنایت درپی غرور جوانی بپردازند.