ماجرای این جنایت تکان دهنده، هنگامی در روستای کنه بیست مشهد اتفاق افتاد که «غلامرضا -م» مرد ۴۷ ساله لاغراندام پشت فرمان پراید برادرزاده اش نشست و برای انجام کاری از محل سکونتش دورشد. اما وقتی «امیر-م» (برادرزاده ۲۵ساله) موضوع را فهمید به شدت برآشفت و از این که عمویش بدون اجازه سوارپراید اوشده است، چهره خشمگین به خود گرفت. او که فرزند طلاق بود و از مدتی قبل درمنزل عمویش اقامت داشت، با عصبانیت دلهره آوری به سوی کاردنوک تیز رفت و درحالی که دسته سرد آن را میفشرد راهی یکی از خیابانهای بزرگ روستا شد چرا که تردیدی نداشت عمویش درآن مسیر تردد میکند.
«امیر» وقتی به مقابل منزل شمالی در انتهای خیابان تربیت ۱۶ رسید در یک لحظه عمویش را پشت فرمان پراید دید و به طرف او حمله ورشد، اما شیشههای پراید بالا بود و او که نمیتوانست ضربهای به عمویش بزند ناگهان با مشت به شیشه سمت راننده کوبید و آن را خرد کرد. او سپس تیغه کارد را با بی رحمی باورنکردنی به سینه عمویش فرو برد که از مدتها قبل میزبانی اش را به عهده داشت. مرد۴۷ ساله که وحشت زده و هراسان، مرگ را مقابل خود میدید، برای نجات جان خودش، به صندلی عقب رفت ولی «امیر» رهایش نکرد و ضربات دیگری هم برپیکر نحیف عمویش فرود آورد و ازصحنه حادثه گریخت.
![]()
اهالی محل و رهگذران که متوجه این جنایت تکان دهنده شده بودند، به امید نجات «غلامرضا-م» پیکرخون آلود وی را ازداخل پراید بیرون کشیدند اماخیلی زود مشخص شد که او قربانی مهمان سنگدل شده و جان خود را از دست داده است.
طولی نکشید که بی سیمهای پلیس به صدا درآمد وخبر این ماجرای وحشتناک به نیروهای پاسگاه انتظامی هلالی گزارش شد. هنوز اهالی محل مشغول پوشاندن جسد با چادر زنانه بودند که سروان طیبی (رئیس پاسگاه هلالی) به همراه عوامل تحت امرش وارد روستا شد و با حفظ صحنه جنایت، مراتب را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع داد.
عقربههای ساعت،۲۲ شب نهم خرداد را پشت گذاشته بودند که مقام قضایی به طرف روستای کنه بیست حرکت کرد و پس ازعبور از جادههای تاریک و غبارآلود، درحالی به صحنه جنایت رسید که گروهی از افسران زبده پلیس آگاهی به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسرپرونده) نیز در کنارش قرار گرفتند و بدین ترتیب کنکاشهای تخصصی درباره این ماجرای هولناک آغاز شد. با توجه به چگونگی وقوع جنایت و احتمال اخلال درنظم عمومی روستا، قاضی دکتر صفری از عوامل انتظامی خواست تا تدابیر لازم را برای کنترل اوضاع و پیشگیری از حوادث احتمالی بیندیشند و مراقبتهای پلیسی را در دستور کار قرار دهند.
از سوی دیگر قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد درحالی دستور دستگیری «امیر-م» را با توجه به اظهارات شاهدان صادرکرد که بررسیهای مقدماتی نشان داد آثار و زخمهای دفاعی درکف دست و انگشتان مرد ۴۷ ساله وجود دارد و کاردی بزرگ با تیغه زنگ زده هم درون جوراب وی نمایان است. بازدید ازدرون خودروی پراید هم که درفاصله حدود۱۰ متری ازجسدرها شده بود، حکایت ازآن داشت که خون زیادی روی در و صندلی پراید و شیشه شکسته سمت راننده آن ریخته شده است. در بازرسی ماموران انتظامی از داخل پراید همچنین شمشمیر و چاقو نیز کشف شد که خون آلود نبودند؛ بنابراین گزارش، دقایقی بعدکارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی با همکاری عوامل انتظامی موفق شدند جوان ۲۵ساله متهم به قتل را در حالی دستگیرکنند که خالکوبی زوزه گرگ درسیاهی شب، روی سینه وی خودنمایی میکرد به گونهای که گویی زوزه شوم گرگ، رنگ جنایت به خود گرفته است. از طرف دیگر آثار زخمهای بهبودیافته ناشی ازخودزنیهای مکرر برپیکر «امیر-م» نشان میداد که او افکارخشنی را درذهن میپروراند و ازخونریزی باکی ندارد!...
درادامه رسیدگی شبانه به این پرونده جنایی، متهم خطرناک به مقر انتظامی انتقال یافت و درحضور قاضی «دکتر صادق صفری» راز این جنایت تکان دهنده را درحالی فاش کرد که بازهم آسیبهای اجتماعی و به ویژه طلاق دراین پرونده، فریادی هولناک برآورد.
او به مقام قضایی گفت:من فرزند طلاق هستم و مدتی با عمهام زندگی میکردم ولی بعد ازآن به منزل عمویم رفتم و در خانه آنها اقامت داشتم. قبلا معتاد به موادمخدر بودم و اعتیاد شدیدی داشتم ولی چند وقت قبل اعتیادم را هنگامی ترک کردم که عمویم همچنان به مصرف مواد ادامه میداد. او برای خرید مواد از پراید من استفاده میکرد و من از این موضوع بسیار ناراحت بودم و زجرمی کشیدم، چون احتمال داشت برای من هم دردسر درست کند! به همین خاطر چندبار به عمویم تذکردادم که به پراید من کاری نداشته باشد. امشب (نهم خرداد) هم میخواستم چند ساعت با پراید در تاکسی اینترنتی کارکنم تا برای خودم شام بخرم ولی فهمیدم که عمویم خودرو را برده است. من هم که عصبانی بودم چاقو را برداشتم و به سراغش رفتم. اول شیشه پراید را با مشت شکستم و بعد هم با چاقو به سینه اش زدم. با آن که او به صندلی عقب رفت، اما بازهم او را زدم که یکی از اهالی مرا گرفت ...
در ادامه تحقیقات، متهم به قتل صحنه جنایت تکان دهنده خود را درحضور مقام قضایی و افسر پرونده بازسازی کرد و جزئیات این حادثه تلخ را شرح داد که بازهم ریشه درآسیبهای اجتماعی دارد.
بررسیهای بیشتر در این باره با راهنماییهای قاضی ویژه قتل عمد و زیر نظر سرهنگ پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) ادامه یافت.